سيد محمد باقر برقعى

3814

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

است از : ترجمه اخلاق نيكوماخس ارسطو ، ترجمهء رسالهء سلامان و ابسال ، فيثاغورثيان ، رواقيون ، ترجمهء مقامات العارفين شيخ الرئيس ، لغتنامه ( گويش كرمانى ) ، فلاسفهء قبل از ارسطو ، اخلاق عملى . صحراى جنون روزگارى ساكن ميخانه مىخواهم شدن * دور تر زين مردم فرزانه مىخواهم شدن از خرد كارى نيامد ، روزگارانى دراز * چند روزى واله و ديوانه مىخواهم شدن چون نشد از آشنايان جز بدى حاصل مرا * بعد از اين با خويش هم بيگانه مىخواهم شدن تا پذيرد شعلهء عشق عدم شمع وجود * هم‌قدم در عشق با پروانه مىخواهم شدن تا مگر ليل‌وشى يابم به صحراى جنون * همچو مجنون شهره و افسانه مىخواهم شدن تا كجا ما را كشاند گيرودار زندگى * خاك پاى مقدم جانانه مىخواهم شدن « و اصل » امشب گرچه دلبر تَرك بزم ما نمود * من به يادش هم‌دم پيمانه مىخواهم شدن آرزوى گناه به موى سپيدم نگه مىكند * نگاهى كه روزم سيه مىكند به آن جادويى چشمهاى سياه * گذشت زمان را نگه مىكند نگاهى كه از روى ناز و غرور * سوارى به وامانده ره مىكند نگاهى كه مه‌پيكرى تازه‌روى * به افتادهء سال و مه مىكند گمانش كه اين بندهء سالخورد * هنرها به پيرى تبه مىكند نداند چو عهد جوانى هنوز * دلم آرزوى گنه مىكند